نوشته و ویرایش شده توسط مجله به رنگ صبح
برخورد با افراد خودشیفته کار آسانی نیست. ذهن آنها چنان محدود است که بهسختی فهمید دنیایی فراتر از دنیای خودشان خواهد شد. دنیای درونشان هم، دنیای کوچکی است که ارتباطی با دنیای بیرون ندارد. عوامل و شرایط گوناگونی علتشکلگیری انواع گوناگون شخصیتهای خودشیفته میبشود، اما برای برخورد با افراد خوشیفته چند راهکار اساسی وجود دارد. در ادامه با این راهکارها آشنا میشوید.
برخورد با افراد خودشیفته در درازمدت
۱. فرد خودشیفته را شناسایی کنید
پیش از این که شلوغش کنید، باید بدانید تعداد بسیاری از آدمها مقداری خودشیفتگی دارند، اما لزوما شخصیتی خودشیفته ندارند. با شناخت ویژگیهای افرادِ خودشیفته میتوانید از رویارویی با آنها اجتناب کنید و یا بهتر با دیگران ربط برقرار کنید.
- فرد خودشیفته از حس همدلی نصیب است. با اهمیت ترین عاملی که مشخص می کند قضیه فراتر از دقت بیشازحد به خود است، این است که فرد نمیتواند از زاویهی دید دیگران به وقایع بنگرد و احساسات آنها را فهمیدن کند. این یعنی او تنها برای پشتیبانی به خودش قدم برمیدارد. برای مثال هنگامی فردی در محیط کار ترفیع میگیرد، فرد خودشیفته بهجای تبریک به او اغاز به صغراکبرا درموردی این میکند که خودش باید ترفیع میگرفته است یا درموردی اتفاق خوشایندی سخن بگویید میکند که برای خودش افتاده است.
- فرد خودشیفته شناختی از اعمالش ندارد یا شناخت مقداری دارد. این فرد، فارغ از این که چه میکند، مدام نیازمند تمجید دیگران و گرفتن قبول بیچونوچرای آنهاست و بهگمانش لایق بهترین برخوردهاست.
- برای تشخیص این که با فردی خودشیفته سروکار دارید، این سوالها را در نظر بگیرید: آیا فرد طوری حرکت میکند که انگار دنیا حول او میچرخد؟ آیا برای جلبدقتاش باید حتما از او تعریف کنید؟ درصورت مخالفتتان تلاش میکند شما را ساکت کند؟ آیا احساسات شما را در نظر نمیگیرد؟ آیا سخن بگویید بههمه به فرد موردنظر ختم میبشود؟ اگر جواب همه این سوالها مثبت است، با فردی خودشیفته سروکار دارید.
۲. نیازهای خودتان را اشکار کنید
اگر افراد فرد دیگر را میشناسید که با تعاملی دوسویه خواست و نیازهایتان را فراهم میکنند، بهسراغ آنها بروید. بهعبارتدیگر، تنها اگر فرد خودشیفته از جنبههای فرد دیگر بهجز شخصیتش برایتان دلنشین است و نیازتان را فراهم میکند، ربط با او را نگه داری کنید.
- ربط با فرد موردنظر نباید علتآزار شما بشود، بهاختصاصی اگر با او صمیمی هستید، همانند همسر یا پدر و مادر، چون بهناچار زمان بسیاری را با آنها میگذرانید.
- اگر از حمایتمدامی آنها همانند فراهم نیازشان به دقت، قبول و تمجید مدام، و صبر بیآخر دیگر خسته و ناتوان شدید، بهتر است درموردی این رابطه تجدیدنظر کنید. اگر مرتکب سوءرفتار با شما خواهد شد، برای مثال بازیتان خواهند داد، تحقیرتان میکنند و برایتان ارزشی قائل نیستند، بیدرنگ رابطه را آخر دهید، چون برای سلامتتان زیان دارد.
۳. محدودیتهایشان را بپذیرید

اگر فرد موردنظر بهراستی برایتان باارزش است، باید خودشیفتگیاش را بپذیرید. از او انتظار نداشته باشید دقت و حمایتی را نثار شما کند که در توانش نیست. با این کار دستکم سرخورده و نومید نمیشوید، چیزی که به تخریب رابطه منجر میبشود.
- برای مثال با دوست خودشیفتهتان درموردی مشکلات خودتان سخن بگویید نکنید، چون او نمیتواند فهمیدنتان کند و سریع نوشته او گفت و گو را عوض میکند.
۴. قیمت وجودیتان را بهراه حلهای فرد دیگر تحکیم کنید
در حالت ایدئال، قیمت انسان از درون او نشئت میگیرد، اما برخی برای تحکیم قیمت وجودیشان نیازمند قبول دیگراناند. برای دریافت این چنین حمایتی سراغ خودشیفتهها نروید، چون آنها از ابراز آن ناتواناند.
- فراموش نکنید حتی اگر درموردی نوشته مهمی با آنها سخن بگویید کنید، قادر نیستند اهمیت چیزهایی را که با آنها در بین میگذارید بهدرستی فهمیدن کنند. درواقع امکان پذیر از این نوشته برای منفعتکشی از شما منفعت گیری کنند. به این علت درموردی هرچیزی با خودشیفتهها سخن بگویید نکنید.
- بهیاد بسپارید که فرد خودشیفته همیشه به یک چیز فکر میکند: «اول خودم.» بعد احتمالا در برخورد با آنها ناچار شوید برمبنای این اصل حرکت کنید.
۵. تلاش کنید همذاتپنداری کنید

این کار در سخن آسانتر است تا در عمل، اما این را بدانید که باوجود اعتمادبهنفسی که خودشیفتهها در ظاهر بهنمایش میگذارند، در اعماق وجودشان خبری از مطمعن به نفس نیست و اصلا برای همین است که به قبول و تمجید مدامی دیگران نیاز دارند. این چنین زندگی کامل و شیرینی ندارند، چون دامنهی وسیعی از احساسات را در خود خاموش کردهاند.
- این بهمعنی این نیست که هرچه انها گفتند و خواستند، انجام بدهید. فقط فراموش نکنید فرد خودشیفته انسانی است که نمیتواند با دیگران ربط برقرار کند. این قضیه طبق معمول ناشی از پرورش پدر و مادری خودشیفته است.
- این چنین باید بدانید فرد خودشیفته درکی از عشق بیقیدوشرط ندارد. آنها هرکاری را برای منفعت خودشان میکنند و این روشی گوشهگیرانه برای زندگی است.
- همذاتپنداری سادهتر میبشود اگر مدام به خودتان یادآوری کنید این حرکت ناشی از انزجار درونی فرد از خودش و حس همیشگی کاملنبودن است.
برخورد با افراد خودشیفته در مختصرزمان
۱. از بازی ذهنی اجتناب کنید
افراد خودشیفته طبق معمول نوعی بازی ذهنی راه میاندازند تا شما را وادار کنند همیشه متزلزل باشید و درنتیجه به سازشان برقصید. بهترین راه برای مقابله با این حالت شناسایی این بازی و آخردادن به آن است. در برخورد با فرد خودشیفته باید غرورتان را مقداری بعد برانید.
- داخل بازی «سرزنشکردن» نشوید. فرد خودشیفته باور دارد هیچ زمان نادرست نمیکند. به این علت هنگامی اوضاع خراب میبشود، به فردی برای سرزنشکردن نیاز دارد. سرانجام روزی نوبت به شما میرسد. بهجای او گفت و گوکردن و اثبات این که تقصیر کار خود اوست، حدومرز تعیین کنید. باید حواستان به کارهای آنها باشد و برای مثال در موقعیت مناسب، بدون این که متهمشان کنید، بگویید: «ببین رضا، این سرشماریِ انباره که نشون میده فعلا شِکر ملزوم نداریم.»
- خودشیفتهها طبق معمول افتراگوهای ماهری می باشند. اگر آنچه بهیاد میآورید، زیاد با حرف هایهای آنها متفاوت است، بهاختصاصی اگر آنها را در موقعیت نامناسبی قرار میدهد، به خودتان شک نکنید. یقیناً از او گفت و گوکردن هم اجتناب کنید، مگر این که مدرکی قطعی داشته باشید که مشخص می کند حق با شما است. حتی در این حالت هم فردِ خودشیفته اوضاع را طوری از بین بردنورجوع میکند که گویی هیچ تقصیری فهمید او نبوده است.
- با اهمیت ترین مسئله این است که رویکردی غیرپاسخگو در روبه رو آنها داشته باشید. اگر در زندگیتان با فردی خودشیفته سروکار دارید، به این علت مزهی دلخوری، افترا و تحقیر را خواهید چشید. واکنشی به آنها نشان ندهید، همانند بازی توپاندازی که شما نه توپی میگیرید و نه توپی پرتاب میکنید. بگذارید توپها (توهینها، بازی ذهنی و…) از کنارتان بگذرند.
۲. از فرد خودشیفته انتظار خشنودی نداشته باشید

فرد خودشیفته بهعلت غرور زیاد و خودبزرگبینی دیگران را در هر حالتی پایینتر از خودش میداند. امکان پذیر در مختصرزمان نظر فرد خودشیفته را جلب کنید، اما امیدی به جلب رضایت یا اثرگذاری بر او در درازمدت نداشته باشید.
- برای کوچکشمردهشدن از جانب فرد خودشیفته آماده باشید. هیچ زمان نمیتوانید انتظار آنها را برآورده کنید، چون فردی را میخواهند که بههمه بهسازشان برقصد.
- انتقادها و ایرادگیریهای آنها را بهدل نگیرید، چون این حرکت ناشی از نگرشی نامتعادل است. این چنین برای اثبات توانمندیها و امتیازاتتان او گفت و گو نکنید، چون فرد خودشیفته برای آنها گوش شنوا ندارد.
- اگر همسر، پدر و مادر یا رئیس خودشیفتهتان مدام شما را تحقیر میکنند، با فردی مورداعتماد دراینباره سخن بگویید کنید. اگر میتوانید، مدتی از فرد خودشیفته فاصله بگیرید.
۳. شنوندهی خوبی باشید
بهترین راه برای کنارآمدن با فرد خودشیفته گوشدادن به اوست. فرد خودشیفته خواهان دقت شما است و اگر گوشتان را از او کوتاه کنید، بدخلق و حتی خشمگین میبشود. یقیناً هرچیزی حدی دارد. اگر هنگامیکه برایتان ممکن نیست، انتظار دریافت دقتتان را دارد، از او بگذرید و خودتان را اذیت نکنید. بههرحال اگر بهجستوجو دوستی یا ربط با فردی خودشیفته هستید، باید برای گوشسپردنهای طویل به او آماده باشید.
- اگر در بین کلام، ذهنتان جای فرد دیگر رفت، از او سرنخ بگیرید، برای مثال بگویید «داشتم به حرفت درمورد تصادف فکر میکردم. برای همین فهمید بقیهی حرفت نشدم. میشه مجدد بگی؟»
۴. تا جایی که میتوانید، در تعریفوتمجیدتان روراست باشید

به گمان زیاد ویژگیهایی در فرد خودشیفته وجود دارند که برایتان تحسینبرانگیزند؛ سراغ تمجید همین ویژگیها بروید. بهاینترتیب، هم سخنتان صادقانه بهنظر میرسد و علتمیبشود دقت فرد خودشیفته را جلب کنید و هم علت ربط با این فرد برایتان یادآوری میبشود.
- برای مثال اگر فرد خودشیفته خوب مینویسد، با گفتن «من روش بیانت رو دوست دارم؛ هنگامی ایدههات رو روشن گفتن میکنی، زیاد خوشم میاد!» روراستی در کلامتان اشکار خواهد می بود. به این علت فرد خودشیفته کمتر میل به ناسازگاری خواهد داشت.
- اگر میخواهید نورچشمیشان بشوید، میتوانید این چنین جملهای بگویید: «تو زیاد بهتر از من مینویسی. من هیچزمان نمیتونم افکارم رو بهاندازهی تو روشن و آشکار توصیف کنم.» با این کار آنها را نسبتبه خودتان و به گمان زیاد دیگران در موقعیت بالاتری قرار میدهید. یقیناً در این کار آنقدرها هم زیادهروی نکنید، چون امکان پذیر باورتان بشود که آنها در هر کاری از شما بهترند.
- زیاد تر، از ویژگیهایی تعریف کنید که خودشان به آنها افتخار میکنند. خودشیفتهها زیاد تر از افراد عادی به قبول و تمجید دیگران نیاز دارند. آنها از تعریف دیگران لذت میبرند و ربطشان را از این طریق محکمتر میکنند. یقیناً حتی در این حالت هم، بهجستوجو راهی برای درکنترلگرفتن شما می باشند، چون در اعماق وجودشان حس ناامنی میکنند. آنها این کار را زیاد ظریف و حرفهای انجام خواهند داد. بعد هشیار باشید.
۵. لبخند بزنید و سر تکان دهید
اگر نمیتوانید از فرد خودشیفته دوری کنید و درعینحال نمیتوانید بهاندازهیملزوم از آنها تعریفوتمجید کنید، بهترین گزینه سکوت است. یقیناً سکوت جهت نمیبشود قیمتتان در چشم فرد خودشیفته زیاد تر بشود، اما دستکم حسی از قبول را منتقل میکند.
- با لبخندزدن و تکاندادن سر، اندکی دقت به آنها نشان میدهید، بدون این که خودتان را زیاد تر دچار کنید. این راهکار بهاختصاصی درمورد افرادی که جزو نزدیکانتان نیستند، بهتر عمل میکند، همانند همکار یا دوستی که چندان با هم صمیمی نیستید.
۶. فرد خودشیفته را قانع کنید که خواستهی شما به سود اوست
بهترین راه برای تشویق فرد خودشیفته به انجام خواستهتان این است که او را قانع کنید انجام آن کار برای خودش هم منفعت دارد.
- برای مثال برای این که دوست خودشیفتهتان را که زیاد به کلاس و جایگاه اجتماعی اهمیت میدهد، به امتحانکردن رستوران جدیدی تشویق کنید، میتوانید بگویید: «شنیدم زیاد از آدممعروفها میرن اونجا.»
- اگر میخواهید دوست خودشیفتهای را که به هوشش مینازد، به بازدید از نمایشگاهی ترغیب کنید، این چنین جملاتی پشتیبانی میکند: «شنیدم برای آدمهای تیز و باهوش زیاد چالشبرانگیزه.»
۷. انتقاد سازنده را با عبارتهایی متین گفتن کنید
خودشیفتهها هیچ زمان انتقاد تند و صریح را نمیپذیرند. انتقاد صریح تنها علتمیبشود شما را حسود یا معمولی و کمقیمت ببینند. از موقیعتی که تبدیل تحقیر میبشود، اجتناب کنید، هرچند احتمالا دلتان خنک بشود. طوری حرکت کنید که گویی فرد خودشیفته دستِبالا را دارد.
- برای مثال بهجای این که مستقیما به مشتری خودشیفتهتان یادآوری کنید موعد پرداختش بهتأخیر افتاده است، از او بخواهید بعد از پرداخت به شما یادآوری کند تا برای ادامهی پروژه عمل کنید.
جلسات خانوادگی ترتیب بدهید

۱. به یک جلسه خانوادگی فکر کنید
بعضی اوقات امکان پذیر یک جلسه با خانواده و دوستان نزدیک و راهنمایی گرفتن از آنها به شما پشتیبانی کند، بهاختصاصی اگر فردخودشیفته برایتان گرامی است. یقیناً این کار آسانی نیست، چون فرد خودشیفته طبق معمول نمیپذیرد که مشکلی وجود دارد.
- بهترین زمان جلسه بعد از رویدادی مهم در زندگی است، همانند بیماری سخت یا ازدستدادن شغل. در این چنین موقعیتی باد غرور او مقداری خوابیده است.
۲. از متخصص پشتیبانی بگیرید
برای مقابله با احساسات در زمان مداخله به پشتیبانی کارشناس و متخصص بیطرف نیاز دارید. این چنین برای طراحی مداخله و روال آن مشاوره بگیرید.
- مشاور میتواند شما را درموردی راه حلهای گوناگون درمان راهنمایی کند. هم درمان فردی و هم درمان گروهی تأثیر مثبتی دارند و به فرد خودشیفته برای تنظیم احساسات و نگرش پشتیبانی میکند و توانایی او را برای پذیرفتن این که دیگران هم بهاندازهی خودش مهماند، تحکیم میکنند.
- در اطرافیانتان از افراد قابلمطمعن درموردی کارشناس و مشاور راهنمایی بگیرید. مهم است که شخص مناسبی را انتخاب کنید.
۳. از ۴ یا ۵ نفر دیگر پشتیبانی بگیرید
این افراد باید از نزدیکان فرد خودشیفته یا جزو افرادی باشند که از حرکت او زخم خوردهاند، اما حاضرند به او پشتیبانی کنند.
- افرادی که انتخاب میکنید، باید مورداطمینان باشند، پیشاپیش درموردی برنامهی مداخله به فرد خودشیفته هشدار ندهند یا درموردی آن سخنپراکنی نکنند.
۴. برای جلسه خانوادگی مطرحریزی کنید
این کاری نیست که بیمقدمه و درلحظه انجامش بدهید. باید درموردی مکان، زمان و حرف هایهایتان خوب فکر کنید. دراینباره میتوانید از کارشناس و مشاور پشتیبانی بگیرید.
- باید موضوعاتی برای او گفت و گوکردن تعیین کنید. او گفتوگویتان باید مشکلات مهم را دربربگیرد، برای مثال مواردی که احساساتتان را جریحهدار میکنند (مثالهای اشکار اراعه کنید) و علت برگزاری این جلسه سلامت (همانند حرکت سوءاستفادهگرانهشان یا همراهینکردن با خانواده. در اینجا هم مثالهای اشکار و روشنی اراعه کنید).
- باید قاطعانه روشن کنید که همراهنبودن با جلسه، با پیامدهایی همانند آخر رابطه یا شراکتنکردن در فعالیتهایی که برایشان مهم است، همراه خواهد می بود. با این کار اهرم فشاری برای تشکیل تحول در آنها خواهید داشت.
۵. روشن کنید که حرکت فرد خودشیفته علتصدمه به خودش میبشود

همذاتپنداری را فراموش نکنید، چون علت این کارتان تلاش برای تشکیل تحول در فردی است که برایتان مهم است.
- از جملههای اولشخص منفعت گیری کنید: «هنگامی مدام درموردی خودت سخن میزنی، حس میکنم اهمیتی ندارم» یا «فکر میکنم تو توقع داری همیشه از نظر احساسی حمایتت کنم، درحالیکه خودت هیچزمان پاسخی به نیازهای احساسی من نمیدی». تلاش کنید از بین مواردی که حستان جریحهدار شده است، مثالهای روشنی اراعه کنید.
برگرفته از: wikihow
دسته بندی مطالب





