بیوههای سیاه: تحلیل روانشناختی قاتلان سریالی زن با مطالعه پرونده کلثوم اکبری
- اموزش

بیوههای سیاه: تحلیل روانشناختی قاتلان سریالی زن با مطالعه پرونده کلثوم اکبری

بیوههای سیاه تحلیل روانشناختی قاتلان سریالی زن با مطالعه پرونده کلثوم اکبری, زمانی که سخن از قاتلان سریالی به میان میآید، ذهن اکثر ما بلافاصله به سمت چهرههای ترسناک و روایات خشونتآمیز مردان میرود. با این حال، در ژرفای جرمشناسی، یک زیرشاخه وحشتناک از زنان قاتل سریالی وجود دارد که با نقابی از محبت و اعتماد، جنایات خود را پیش میبرند.

این دسته که با عنوان بیوه سیاه شناخته میشوند، نام خود را از عنکبوتی گرفتهاند که اغلب پس از جفتگیری، شریک نر خود را از بین میبرد. این زنان به صورت استعاری، همسران خود را پس از دستیابی به منافع مالی به قتل میرسانند. پرونده کلثوم اکبری، معروف به قاتل سریالی مازندران، یکی از تازهترین و تکاندهندهترین نمونههای این پدیده در ایران است که زمینهای برای تحلیل عمیق این نوع جنایت فراهم میآورد.

تعریف و ویژگیهای قاتلان سریالی نوع بیوه سیاه اصطلاح بیوه سیاه ریشه در طبیعت دارد؛ ماده عنکبوت بیوه سیاه پس از جفتگیری، نر را میخورد.

اگرچه آمار دقیقی از تعداد این قاتلان وجود ندارد، اما این پدیده یک الگوی نادر اما تکرارشونده در تاریخ جنایت محسوب میشود. یک قاتل از نوع بیوه سیاه مشخصات رفتاری و روانی بسیار دقیقی دارد که او را از سایر مجرمین متمایز میکند. درک این ویژگیها کلید شناخت افرادی نظیر کلثوم اکبری است. ۱.

انگیزه اصلی قتل به منظور منافع مالی برخلاف بسیاری از قاتلان سریالی مرد که با انگیزههای جنسی یا روانی دست به جنایت میزنند، انگیزه اصلی بیوههای سیاه همیشه مالی است. هدف نهایی آنها تصاحب اموال، ارث، یا پول بیمه عمر قربانی است. آنها جنایت را یک راهبرد برای دستیابی به آرامش و رفاه اقتصادی میبینند. ۲. روش قتل آرام، بیصدا و فریبنده این قاتلان به ندرت از راهکارهای خشونتآمیز و پرسر و صدا استفاده میکنند.

ادثه ساختگی مانند سقوط از پله یا غرقابی تصادفی. خفگی در مواردی که قربانی ضعیف و ناتوان است.

این روشها به قاتل فرصت میدهد تا بدون جلب توجه، صحنه را ترک کند و روایتی ساختگی برای دیگران تدوین نماید. ۳. الگوی انتخاب قربانی قربانیان بیوههای سیاه معمولاً با دقت انتخاب شده و ویژگیهای اشتراکی دارند مردان مسن و تنها بیشترین موارد مربوط به مردانی است که همسر خود را از دست دادهاند یا رابطه نزدیکی با فرزندانشان ندارند. وضعیت مالی مناسب دارای املاک، پسانداز یا حقوق بازنشستگی قابلتوجه.

آسیبپذیری احساسی افرادی که در جستجوی یک همدم برای فرار از تنهایی هستند و به راحتی اعتماد میکنند. ۴. ویژگیهای شخصیتی قاتل این زنان اغلب دارای اختلالات شخصیتی جدی هستند که به آنها اجازه میدهد بدون عذاب وجدان، نقشههای خود را اجرایی کنند. فقدان شدید همدلی آنها قادر به درک یا حس درد و رنج دیگران نیستند. توانایی بالا در فریب و بازیگری میتوانند برای ماهها یا سالها نقش یک همسر دلسوز و مهربان را بینقص ایفاء کنند.

خودشیفتگی و خودبزرگبینی خود را مستحق ثروت دیگران میدانند و جنایت را حق خود میشمرند. شخصیت ضداجتماعی قوانین و هنجارهای اجتماعی برایشان بیمعناست و تنها منافع شخصی اهمیت دارد. مطالعه موردی پرونده کلثوم اکبری، قاتل سریالی مازندران پرونده کلثوم اکبری همانند یک کتاب درسی، تمام ویژگیهای کلاسیک یک قاتل از نوع بیوه سیاه را به نمایش میگذارد.

کی که پرونده را باز کرد بر اساس گزارشهای پلیس، این پرونده زمانی آشکار شد که خانواده آخرین قربانی، یعنی یک پیرمرد ۸۲ ساله، به مرگ ناگهانی او مشکوک شدند.

سردار حسن مفخمی، فرمانده انتظامی مازندران، در مصاحبههای خود بیان کرد که شکایت فرزندان این مرد مبنی بر مرگ مشکوک و ناپدید شدن برخی اسناد مالی، کلید ورود کارآگاهان به این پرونده بوده است. اعترافات و جزئیات تکاندهنده پس از بازداشت، کلثوم اکبری در اعترافات خود به قتل چندین نفر از همسرانش اعتراف کرد.

او در بخشی از اعترافاتش بیان داشت با شناسایی افراد مسن و پولدار که به تنهایی زندگی میکردند، به بهانههای گوناگون با آنها دوستی میکردم و پس از مدتی با آنها ازدواج میکردم. سپس با خوراندن داروهای مختلف، آنها را به قتل میرساندم و اموالشان را تصاحب میکردم. روش قتل یک سناریوی تکراری و محکم نحوه کار کلثوم اکبری یک سناریوی ثابت داشت.

او با خوراندن ترکیبی از داروها، شامل داروهای خوابآور قوی و داروهای دیابت در نوشیدنیها، علائم شدید سختی، سرگیجه و در نهایت ایست قلبی را برای قربانیان خود به وجود میآورد. این روش باعث میشد تا علت مرگ، سکته یا عوارض ناشی از کهولت سن تشخیص داده شود و سالها کسی به ماهیت جنایی این مرگها شک نکند.

انگیزه نهایی او، همانگونه که رئیس پلیس آگاهی مازندران نیز تأکید کرد، صرفاً انگیزه مالی و طمع برای به دست آوردن املاک و داراییهای همسران بود. این پرونده به وضوح نشان میدهد که چگونه یک فرد با بهرهگیری از نقاب دلسوزی و اعتماد، میتواند به یک شکارچی خاموش و خطرناک تبدیل شود. نمونههای مشابه بینالمللی یک پدیده جهانی برای درک بهتر پدیده بیوه سیاه، مقایسه پرونده کلثوم اکبری با نمونههای مشهور جهانی بسیار راهگشاست. ۱.

ژولیا توفانا – سمفروش عصر رنسانس ژولیا توفانا خود مستقیماً همسرانش را نمیکشت، بلکه یک کسبوکار مرگبار را اداره میکرد. او یک سم بیرنگ و بیبو به نام آکوا توفانا تهیه میکرد و آن را در قالب لوازم آرایشی به زنانی میفروخت که تصمیم داشتند از شر همسران آزارگر یا ثروتمند خود خلاص شوند. تخمین زده میشود سم او عامل مرگ بیش از ۶۰۰ مرد در سراسر ایتالیا بوده است.

اگرچه انگیزه او ترکیبی از تجارت و حمایت از زنان دیگر بود، اما پرونده او نشاندهنده بهرهگیری تاریخی از سم به عنوان سلاح خاموش زنان برای رسیدن به اهدافشان است؛ همان روشی که کلثوم اکبری قرنها بعد در ایران به کار گرفت. ۲. مری آن کاتن – پیشگام بیوههای سیاه مری آن کاتن احتمالاً یکی از اولین و مشهورترین نمونههای ثبتشده از پدیده بیوه سیاه در تاریخ مدرن باشد.

او که به عنوان پرستار کار میکرد، سه تن از چهار همسر خود و ۱۱ نفر از فرزندانش را برای به دست آوردن پول بیمه ناچیز آنها با سم آرسنیک مسموم کرد و به قتل رساند. پرونده او مشخص میکند که این الگوی رفتاری حتی در دوران ویکتوریا و در شرایطی که زنان دسترسی محدودی به منابع مالی داشتند نیز وجود داشته است. روش قتل با سم و انگیزه مالی، او را مستقیماً با کلثوم اکبری مرتبط میسازد. ۳.

بل گاننس – بیوه سیاه نروژی-آمریکایی او یکی از معروفترین قاتلان سریالی زن در تاریخ است. بل گاننس در آغاز قرن بیستم، با انتشار آگهی ازدواج در روزنامهها، مردان ثروتمند را به مزرعه خود در ایندیانا میکشاند. پس از مدتی، آنها را به قتل میرساند و اموالشان را تصاحب میکرد. تخمین زده میشود او بیش از ۴۰ نفر را به قتل رسانده باشد.

شباهت او با کلثوم اکبری در بهرهگیری از ازدواج به عنوان ابزاری برای دامانداختن قربانیان و انگیزه کاملاً مالی، بسیار چشمگیر است. ۴. نانی داس – مادربزرگ خندان نانی داس که به علت ظاهر مهربان و لبخند همیشگیاش به این نام معروف بود، در میانه قرن بیستم، چهار همسر، مادر، خواهر و نوههایش را با سم آرسنیک به قتل رساند. انگیزه اصلی او در قتل همسرانش، به دست آوردن پول بیمه عمر آنها بود.

روش او یعنی بهرهگیری از سم (مشابه قرصهای حلشده توسط کلثوم اکبری) و ظاهر فریبندهاش، او را به یک نمونه کلاسیک از بیوههای سیاه تبدیل کرده است. ۵. جودی بوئنوآنو – بیوه سیاه فلوریدا جودی که لقب بیوه سیاه را از رسانهها دریافت کرد، همسر اول خود را برای دریافت پول بیمه عمر ارتش با سم آرسنیک به قتل رساند. او پس از آن پسر معلول خود را نیز با غرق کردن به قتل رساند و تلاش کرد نامزد دیگرش را با یک بمب دستساز در ماشینش منفجر کند.

پرونده او نشاندهنده تنوع در روشهای قتل و در عین حال، ثبات در انگیزه مالی است که در پرونده کلثوم اکبری نیز مشاهده میشود. هشدار اجتماعی و ضرورت پیشگیری پرونده کلثوم اکبری و نمونههای مشابه جهانی، فراتر از یک داستان جنایی، یک زنگ خطر برای جامعه هستند. این پروندهها نشان میدهند که قاتلان سریالی همیشه چهرهای ترسناک ندارند؛ گاه در نقاب یک همسر دلسوز یا یک مادربزرگ مهربان ظاهر میشوند.

تحلیل روانشناختی این افراد به ما کمک میکند تا الگوهای رفتاری آنها را بهتر بشناسیم و از سوی دیگر، به ما یادآوری میکند که انزوای اجتماعی سالمندان و فقدان شبکههای حمایتی قوی، چگونه میتواند آنها را به اهدافی آسان برای این شکارچیان بیرحم تبدیل کند. شناخت این پدیده، اولین قدم برای پیشگیری از تکرار تراژدیهای مشابه در آینده است.

.____>.>. > اگر میخواهید علت تعداد بسیاری از رفتارهای شریک عاطفی، یا حتی خودتان را در رابطه فهمید شوید، حتما این کتاب را بخوانید.

علی مرادی

علی مرادی