عشق موتور تغییر
- اموزش

چطور پولدار شویم؛۱۶ راه پولدار شدن_به رنگ صبح


نوشته و ویرایش شده توسط مجله به رنگ صبح

یقین هستیم بار اول نیست که با این سبک مطالب برخورد می‌کنید و یقین هستیم آخرین بار هم نخواهد می بود، اما شک نداریم این نوشته را فراموش نخواهید کرد، چرا که در اینجا ما کلیشه‌ها و سخن‌های رویایی و داستانی را کنار زده‌ایم تا حقیقت بعضا تلخِ پولدار شدن را از بین آنها بیرون بکشیم. ما می‌خواهیم وقتی که شما این مقاله را کامل مطالعه کردید عکس آینده و مسیر پولدار شدن خود را شفاف‌تر ببینید. ما در این نوشته به دو سوال مهم جواب می‌دهیم. اول این که «چطور پولدار شویم؟» سپس هم «با چه شغلی پولدار شویم؟»


حتما بخوانید: ۷ سوال شگفت برای یافتن مقصد زندگی‌


به سادگی ژنتیک، شرایط محیط، خانواده و قبل خود را برای چند دقیقه کنار بگذارید و با دقت ادامه‌ی مقاله را مطالعه کنید چون شما می‌خواهید جواب سوال « چطور پولدار شوم » را بدانید. حتی اگر موردی برای شما بدیهی به نظر رسید به خواندن ادامه دهید.

۱. اگر رویا و عشق خود را اشکار نکرده‌اید، یعنی تا این مدت به دنیا نیامده‌اید

حتما این مورد را از هر انسان واقعا موفق و هر انسان به ظاهر موفقی هم شنیده‌اید، اما حقیقت این است که موتور انگیزه‌ انسان فقط با این نوشته روشن می‌بشود و ادامه‌ی مسیر با هل دادن ماشین زیاد آسان نیست و بهتر است موتور را روشن کنید. یکی از اصولی که انسان را از مغز استخوان به حرکت و تلاش وا می‌دارد این است که از مسیری که می‌روید لذت ببرید.

هنگامی عاشق کاری شدید دیگر فردی نمی‌تواند جلوی شما را بگیرد و به شما برسد.

زیاد دور از انتظار است که شما بتوانید در شغل یا کاری که دوست ندارید به درجات بالایی برسید. باور کنید اگر رویای خود را بیابید و بدانید که واقعا عاشق چه کاری هستید یک دفعه شخص متغیری را در آینه خواهید دید، یک دفعه ذهن شما سخن‌هایی می‌زند که فکر نمی‌کردید بلد باشید و دستان شما کارهایی انجام می‌دهد که فکر نمی‌کردید قابلیت انجام آنها را داشته باشید.

برای پیروزی باید تحول کرد و عشق قوی‌ترین موتور تحول است.

بعد اگر تا این مدت حس می‌کنید عشق و رویای خود را اشکار نکرده‌اید، زمان را از دست ندهید. احتمالا سال‌ها طول بکشد اما ارزشش را دارد که کاری انجام دهید که شب‌، زمان خواب برای اغاز فردا لحظه‌شماری کنید.

۲. کارمند بهتری باشید، فقط در بهترین شرکت‌ها کار کنید و خودتان را به خوبی اثبات کنید

بازیکن خوب نتیجه تیم خوب - چگونه پولدار شویم

تعداد بسیاری از ما که آرزوی پولدار شدن را داریم کارمند هستیم و برای شخص فرد دیگر کار می‌کنیم. اگر حس می‌کنید این کار به رسیدن شما به پول لطمه داخل می‌کند هزار بار نادرست می‌کنید. محل کارتان هر قدر هم که درآمد خوبی برای شما نداشته باشد، با اهمیت ترین عرصه برای اثبات توانمندیها و تشکیل زمان‌ها برای شما است. کارمند بودن می‌تواند بزرگ‌ترین سکوی پرتاب شما به سمت پیروزی باشد، اما نه هر کارمندی بودن. مسئله این است که باید هم جای درست کار کنید و هم بهترین خودتان باشید. در هر شرکتی خصوصا شرکت‌های بزرگ و موفق زمان‌های بیشماری برای شما وجود دارد که تنها با نشان دادن خودتان به گفتن یک فرد معتمد، توانا و مسئولیت‌پذیر می‌توانید به آنها دست اشکار کنید.

نه دانشگاه و نه مطالعه از اینترنت، هیچکدام به اندازه‌ی کار کردن در یک شرکت موفق و تاثیرگذار بودن در آن نمی‌تواند شما را برای پرواز پرورش دهد.

بعد همین الان به مسیر شغلی خود فکر کنید، اگر در جایی کار می‌کنید که سازمان خوبی نیست و همه‌ی افراد، تنبل و غیرمتخصص می باشند، هر چه سریع تر به فکر شرکتی تازه، موفق و منفعت‌ور باشید که آنجا بتوانید توانایی خود را نشان داده و همیشه به گفتن کارمند، بهترینِ خودتان باشید.


حتما بخوانید: ۵ نشانه که شغل‌ شما استعدادتان را به هدر می‌دهد


۳. همیشه در حال یادگیری باشید، قدم به قدم متخصص شوید و در رشته‌ی خود بهترین باشید نه نفر دوم، اگر ملزوم شد مربی خوبی اشکار کنید

طلا فقط به نفر اول می‌رسد

متخصص بودن در یک رشته‌ی خاص، به معنی درآمد بالا و بهترین بودن در همان رشته، به معنی پولدار شدن است. تخصص اشکار کردن یا بهترین شدن به این معنی نیست که ظرف یک هفته یک دفعه در یک رشته متخصص شوید، این نوشته همانند تفکر کایزن ژاپنی‌ها باید قدم به قدم و به طور مداوم انجام بشود.

رابطه تخصص با پول همانند المپیک با مدال است، نفر اول تخصص، طلا می‌گیرد که بی‌نهایت قیمت بیشتری نسبت به مدال نقره و برنز نفرات بعدی دارد.

همیشه باید در حال یادگیری و رشد باشید، چون در غیر این صورت هم خود را به درستی نخواهید شناخت هم این که تعداد بسیاری از زمان‌های موقت یادگیری را از دست خواهید داد که مجدد تکرار نخواهند شد. حتی تصورش را هم نمی‌توانید بکنید که چه تخصص‌های ساده و کم‌درآمدی می‌توانند تبدیل به یک مشاغلی زیاد پردرآمد شوند، تنها اگر در آن کار بهترین شوید. حال این کار می‌تواند نظافت خانه باشد یا حسابداری یا کارمند فروشگاه یا هر شغلی که به ظاهر نمی‌تواند شما را میلیاردر کند، غافل از این که اگر به قله‌های این مشاغل نزدیک شوید زندگی شما دگرگون می‌بشود.

مورد آخر این که برای رسیدن به قله و تخصص اشکار‌کردن نیازمند یک مربی خوب هستید، احتمالا برای همه این راه‌حل درست نباشد، اما در اکثر اوقات داشتن یک مربی و یک الگوی در دسترس، می‌تواند چالش‌های بزرگی را برای شما آسان کند و علتبشود تصمیمات زیاد بهتری در زندگی بگیرید.


حتما بخوانید: ۱۰ توانایی الزامی برای پیروزی در هر کاری


۴. برای پولدار شدن باید کالری مصرف کرد، باید به استقبال چالش‌های تازه رفت و کالری را در جهت درست منفعت گیری کرد

استفاده هوشمندانه از کالری‌ها به سمت بالا - چگونه پولدار شویم

پولدار شدن همانند افت وزن است. تعداد بسیاری از ما در جستجوی خوراکی‌هایی هستیم که ما را لاغر کنند، از چای سبز لاغرکننده‌ی تقلبی گرفته تا هر چیزی که در تلگرام ببینیم. اما وزن کم کردن و پولدار شدن یک چیز مشترک دارند. آدم باید عرق بریزد تا آنها را به دست آورد.

نمی‌توانید هنگامی دست‌تان توی جیب‌تان است از نردبان پیروزی بالا بروید.

– آرنولد شوارتزنگر

احتمالا بگویید این مسئله‌ای کلیشه‌ای است، اما سخن ما تنها این نیست که بدون تلاش به جایی نمی‌رسید، سخن مهم ما این است که هوشمندانه‌تر زندگی کنید و کالری مصرفی خود را در جهت پیروزی صرف کنید، چون همانند زمان که محدود است،‌ در طول روز هم شما کالری محدودی دارید. برای مثال به جای این که شب‌ها زمان بگذارید و برای قدم زدن به پارک بروید، هر روز صبح تا محل کار پیاده‌روی کنید. این کار هم ذهن شما را صبح‌ها شاداب‌تر می‌کند، هم یافتن آدرس و جهت‌یابی ذهن شما را تحکیم می‌کند و مسئله‌ی دیگر این که دیدن آدم‌ها، چیزها و مسائل گوناگون در طول مسیر، خلاقیت شما را افزایش می‌دهد. علاوه بر این، شب هم ملزوم نیست مجدد نیم ساعت پیاده‌روی کنید و می‌توانید این زمان را به کار فرد دیگر تعلق دهید. کافی است به ۲۴ ساعت خود نگاهی بیندازید و ببینید که انرژی خود را صرف چه کارهایی می‌کنید و اگر انرژی خاصی در جهت پیروزی صرف نمی‌کنید، همین اکنون تصمیم بگیرید و کالری‌های خود را در جهت پیروزی قرار دهید. شما با صبر کردن و خوردن و خوابیدن پولدار نخواهید شد، مگر آنکه شاهزاده‌ای عرب باشید یا پدرتان قبلا عرق ریخته باشد یا این که از راه خلاف بخواهید پول درآورید که دیگر نیازی به خواندن ادامه‌ی مقاله ندارید. برای پولدار شدن باید تصمیم بگیرید، باید روی کاغذ بنویسید و به دیوار بزنید، عکس بعد‌عرصه موبایل و کامپیوتر خود را هم باید در همین جهت عوض کنید.

اگر به شما چالش جدیدی از سوی مدیرتان نظر شد، نترسید چون این بهترین زمان برای حرکت رو به جلو است حتی اگر ناکامی بخورید در نهایت سود خواهید کرد.

زیاد تر ما وقتی که یک تحول در روال کار یا یک پروژه تازه نقل می‌بشود، عقب می‌ایستیم و صبر می‌کنیم دیگران این چالش تازه را پیش ببرند و اگر موفق شدند شما هم از آن‌ها درس بگیرید. دقیقا این همان کاری است که علتمی‌بشود در اکثر اوقات عقب بمانید و کم کم از دایره افراد رو به رشد و موفق بیرون بیایید. نه تنها از چالش تازه نترسید بلکه به مدیر خود هم بگویید که به جستوجو چالش هستید و هر پروژه جدیدی که پیش آمد دوست دارید که خود را بیازمایید.


حتما بخوانید: ۲۴ پند وارن بافت برای پولدار شدن


۵. زمان را هدر ندهید و از ابزارهایی همانند موبایل که بیشترین زمان را از شما می‌گیرند، در جهت بهتری منفعت گیری کنید

موبایل سازنده یا نابودگر، انتخاب با شماست

یک دقیقه چه برای شما چه برای یک کارمند رستوران که با همه وجود کار می‌کند و یاد می‌گیرد و چه برای فردی که در رشته‌ی مورد علاقه‌ی خود در دانشگاه تحصیل می‌کند، یکسان است. شما دقیقه‌های خود را در تلگرام و تفریحات دیگر صرف کردید، آن کارمند رستوران با اندوخته‌گذاری دقیقه‌هایش سپس از ۳ سال، رستوران کوچک خود را زد و آن دانشجو، دکترای رشته‌ی مورد علاقه‌اش را گرفت و نظر‌ها پشت سر هم به سویش سرازیر شد.

یک موبایل، هم می‌تواند نصف زمان آزاد شما را نابود کند و هم می‌تواند مربی شما برای یادگیری زبان یا یک تخصص باشد، تصمیم با خودتان است.

این دقایق به همانند سکه‌هایی می باشند که می‌توانید در تفریحات اندوخته‌گذاری کنید یا در آینده. تصمیم با خود شما است. برای مثال برای این که چک کنید واقعا این مورد را مراعات می‌کنید نگاهی به اپلیکیشن‌های موبایل خود بیندازید. آیا اکثر اپلیکیشن‌های شما بازی‌هایی همانند clash of clans یا بازی‌های بی‌مورد و بدون منفعت می باشند یا اپلیکیشن‌ّهای بسیار‌ای ماننده doulingo برای یادگیری زبان تازه یا اپلیکیشن‌هایی که به مدیریت زمان و منفعت‌وری شما پشتیبانی می‌کنند؟ اگر واقعا جواب سوال «چطور ثروتمند شویم» را می‌خواهید بدانید، باید جوانب گوناگون زندگی خود را در همین جهت قرار دهید. تلفن هوشمند به علت این که قسمت بزرگی از زندگی روزمره ما را اشغال کرده یکی از این جنبه‌های بزرگ است و هم می‌تواند زیاد برای پیروزی شما سودمند باشد و هم می‌تواند یک اسباب بازی برای هدر رفتن زندگی شما.


حتما بخوانید: تکنیک پومودورو؛ تکنیکی ساده برای مدیریت زمان


۶. نسبت به اطراف‌تان تیزبین باشید، زمان‌ها و نیاز‌ها را ببینید و «تفکر سیستمی» را در ذهن خود پرورش دهید

تیزبینی و تفکر سیستمی - چگونه ثروتمند شویم

احتمالا بگویید تیزبینی و تفکر سیستمی چه ارتباطی با هم و چه ارتباطی با این که چطور پولدار شویم دارند. اول این که بگوییم تعریف ساده‌ی تفکر سیستمی این است که بتوانیم لایه‌های زیرین یک اتفاق را ببینیم و بتوانیم روابط علّی و معلولی‌ای را تشخیص دهیم که این اتفاق را به وجود آورده‌اند و این سیستم روابط علّی و معلولی به ما پشتیبانی‌ می‌کند زمان‌ها را بشناسیم و بتوانیم یک اتفاق را تکرار کنیم. این نوشته نیازمند تیزبینی و دقت بالا نیز هست، چون تعداد بسیاری از اتفاقات کوچک و بزرگ و مهم را نخواهیم دید و بدون داشتن اطلاعات کافی نمی‌بشود یک سیستم درست و منطقی از علت‌ها و معلول‌ها را ساخت. سرتان درد گرفت؟ برای مثال فکر کنید به یک روستا سفر کرده‌اید و پیرمردی را دیده‌اید که نوعی خاص از کفش را می‌دوزد.

تیزبینی نمی‌گذارد اطلاعات را از دست دهید اما تفکر سیستمی به شما امکان تحلیل اطلاعات و ترسیم زمان را می‌دهد، یک عقاب فقط با چشم شکار نمی‌کند، بلکه با تفکر سیستمی می‌فهمد در چه وقتی باید دعوا کند.

اگر تیزبین باشید و تفکر سیستمی داشته باشید تنها به این اکتفا نمی‌کنید که به پیرمرد «خسته نباشید» بگویید. بلکه به شرایط مُد در شهر خود دقت می‌کنید، به این که قیمت همه‌شده‌ی این محصول چه مقدار است،‌ آیا نیازی در بازار برای این محصول هست؟ آیا امکان افزایش تشکیل این محصول هست؟ آیا امکان تشکیل تنوع در این محصول یا افزایش کیفیت هست یا خیر؟ رقبای این محصول چه افرادی می باشند و چطور می‌توانید محصولی رقابتی را به شهر خود ببرید و فروش خوبی داشته باشید؟ و هزار سوال دیگر که سیستم ذهنی شما را راه اندازی خواهند داد. از این دست زمان‌های خام و به ظاهر بی‌قیمت هزاران بار در زندگی شما اتفاق خواهد افتاد که فردی قبل از شما به آنها دقت نکرده است. بزرگ‌ترین نادرست در این عرصه این است که به خود بگویید‌ «چون فردی این کار را نکرده یا چون فردی این ایده را ندیده، بعد حتما درست نیست.» خیر، هزاران زمان نهفته در همین اطراف‌تان وجود دارد که چشم به راه تیزبینی و تفکر سیستمی شما می باشند.

مورد بعدی این است که نیازهای بازار را ببینید. هنگامی می‌بینید که برای مثال برای یک تخصص در حیطه کاری شما صدها آگهی استخدام وجود دارد یا این که می‌بینید در دنیای غرب یک تخصص به شدت در حال رشد است باید کم کم فهمید آن شوید که اگر شما سریعتر عمل نکنید یک زمان بزرگ را از دست خواهید داد.


حتما بخوانید: چطور به یک متفکر انتقادی تبدیل شویم؟


۷. پولدار به نظر برسید و به مکان‌هایی بروید که پولدارها می‌روال

با پولدارها بگردید - چگونه ثروتمند شویم

احتمالا بگویید من اهل تظاهر نیستم و دوست دارم برای چیزی که هستم مرا بخواهند، اما شما برای سوال «چطور پولدار شویم» اینجا هستید ، می‌خواهید بدانید راه پولدار شدن چیست و مقداری باید حقیقت‌های تلخ را ببینید. بعد همین الان تفکرات قدیمی خودتان را تایپ کنید،‌ پرینت کنید و در یک محل امن با کبریت بی‌خطر آتش بزنید و زیاد خوب لحظه به لحظه آتش گرفتن این تفکر را تماشا کنید. نه تنها در کار، بلکه در زندگی نیز ظاهر اهمیت دارد. اگر حتی برای همسر خود با ظاهری کثیف و ژولیده حاضر شده‌اید، بدانید همسر شما هم از این نوشته شاکی است و روز به روز از چشم او می‌افتید چه برسد به فردی که برای بار اول در یک جلسه‌ی کاری یا مصاحبه‌ی شغلی شما را دیده است و ذهنش در ۵ ثانیه‌ی اول تا ته خط را قضاوت خواهد کرد.

برخی اوقات زمان‌هایی که در یک ساعت گپ زدن در یک باشگاه بدنسازی لوکس پیش می‌آید از کل زمان‌هایی که تا به حال دیده‌اید مهم‌تر و بزرگ‌تر می باشند.

اگر آزادکار (فریلنسر) هستید یا برای شغل جدیدی خواست داده‌اید، تاثییر یک ظاهر شیک و گرانقیمت به طور کاملا مستقیم در قیمت شما تاثییر دارد. همین الان به فکر خریدن لباس‌های شیک باشید،‌ به آراستگی خود حتی وقتی که جلسه‌ی کاری ندارید فکر کنید چون شانس پولدار شدن شما با ظاهر بد تقریبا نزدیک به صفر خواهد می بود. هر از چند بعضی اوقات ولخرجی کنید و یک سفر حتی دو روزه به یک جای لوکس بروید. تعداد بسیاری از زمان‌های بزرگ برای ثروتمند شدن در مکانی اتفاق می‌افتند که تعداد ثروتمندان در متر مربع زیاد تر است، برای مثال شما شانس بیشتری برای یافتن دوستان تازه و زمان‌های تازه در یک هتل ۵ ستاره‌ی لوکس یا یک باشگاه بدنسازی لوکس دارید تا در مسافرخانه‌ای ۳۰ کیلومتر دورتر از شهر یا یک باشگاه ارزان‌قیمت ته کوچه‌ی بیست و دوم! حتی نمی‌توانید تصورش را بکنید که چه پتانسیل‌هایی خصوصا در ایران در این مکان‌ها نهفته است و شما تا این مدت سر جای خود نشسته‌اید و فکر می‌کنید برای هر کاری پارتی ملزوم است.


حتما بخوانید: ۱۰ پیشنهاد مهم درمورد‌ی پولدار شدن


مهارت‌های ارتباطی و پول - چگونه پولدار شویم

ما می‌دانیم که شما مار هفت‌خط هستید و گنجشک را رنگ می‌کنید جای دکل حفاری می‌فروشید، اما متاسفانه باید به شما بگوییم به گمان زیاد زیاد از اصول مذاکره مطلع نیستید. بی‌ادبی ما را عفو بفرمایید، اما قوت مذاکره چیزی نیست که شما به انتهای آن برسید و خط آخر را در حالی که اشک شوق دارید رد کنید، این نوشته نیاز به کار کردن زیاد زیاد روی زبان بدن،‌ اصول تازه مذاکره، فن گفتن و تعداد بسیاری توانایی‌های دیگر دارد که همه انها نیازمند تمرین و مطالعه می باشند. خدا را شکر کاریزما در ایران آنقدر زیاد است که شما باید اتفاق‌ای جدیدی در خود خلق کنید تا بتوانید روی دیگران تاثییر بگذارید.

نوشتن، مذاکره، زبان بدن، فن گفتن و… همه مهم می باشند و بدون آنها باید صدبرابر زیاد تر تلاش کنید.

کاریزمای واقعی وقتی اتفاق می‌افتد که همانند قوت مذاکره، همه اصول آن را بدانید. تاثیرگذاری و فن گفتن خوب، زمان‌هایی را برای شما نمایان خواهد کرد که حتی فکر آن را نمی‌کنید و شک نکنید که بدون این توانایی‌ها هیچ‌کس قیمت واقعی شما را نخواهد شناخت. توانایی‌های ارتباطی به اینجا ختم نمی‌شوند، از تاثیرگذاری روی دیگران گرفته تا شناخت زبان بدن تا هزار و یک بُعد دیگر که همه انها برای پیروزی الزامی می باشند و باید هر روز در موردشان مطالعه و تمرین داشته باشید. مورد آخر و زیاد مهم، برخورد اول است. باید در برخورد اول دلنشین به نظر برسید تا شانسی برای رسیدن به زمان‌های تازه داشته باشید.


حتما بخوانید: ۷ راه افزایش کاریزما


۹.مدیریت هزینه‌ها، بعد‌انداز و اندوخته‌گذاری در هر جا که امکان پذیر

همیشه پول وجود دارد

برای ثروتمند شدن باید اندوخته‌گذاری کنید و مسلما برای این کار باید پول داشته باشید! احتمالا بگویید ما با این درآمد‌های کم،‌ پول‌مان کجا می بود؟ اینجا است که می‌گوییم خیر، شما اگر اینترنت دارید و زمان دارید که این مقاله را بخوانید، به گمان زیاد در حدی پول دارید که بتوانید بعد‌انداز کنید. این که شما قوت افت هزینه‌ها یا مدیریت هزینه‌های خود را ندارید و نمی‌خواهید کوچک‌ترین سختی‌ای بکشید او گفت و گو فرد دیگر‌ است چون پولدار شدن بدون سختی همانند لاغری بدون کم کردن غذا است. اگر مدیریت هزینه برای‌تان سخت است خود را در عمل انجام شده قرار دهید،: وام بگیرید، تکه زمینی بخرید و قسط آن را بدهید. این یک راه حل بسیار برای افرادی است که این کار برای‌شان سخت است. اگر همسرتان زیاد از حد خرج می‌کند زیاد روشن و شفاف برنامه‌ی چند ساله‌ای درست کنید و بگویید با از دست دادن چه چیز‌هایی در آینده، چه چیزی به دست خواهید آورد. یقین باشید که بعد‌انداز کردن غیرممکن نیست (چشم به راه چه هستید؟ ماشین حساب را از کمد در بیاورید و اغاز کنید).

داشتن بعد‌انداز فقط برای مقابله با مشکلات پیش‌بینی نشده نیست بلکه به شما پشتیبانی می‌کند با حسرت از کنار زمان‌های نایاب نگذرید و همیشه مقداری پول برای ریسک داشته باشید.

مسئله‌ی بعدی این است که از اندوخته‌گذاری نترسید، چه اندوخته‌گذارهای یقین و چه اندوخته‌گذاری‌هایی که ریسک دارند. کافی است با یک متخصص بازار سهام مشورت کنید یا پول خود را به مراکزی همانند صندوق‌های اندوخته‌گذاری مشترک بسپارید که به طور تخصصی این کار را انجام خواهند داد. در هر صورت فکر نکنید که بدون صرف زمان و هزینه، پول شما خود به خود در حساب شما زیاد می‌بشود. بعد دیگر این بهانه را نیاورید که پول ندارید. برای مثال شما می‌توانید به وبسایت شرکت مدیریت فناوری بورس تهران مراجعه کنید و در منوی «صندوق‌ها» به قسمت «سهام» یا «درآمد ثابت» بروید و ببینید که در قسمت سهام تا بیشتر از ۵۰ درصد و در قسمت درآمد ثابت تا بیشتر از ۲۰ درصد سود به مشتریان پرداخت شده است. برای این کار کافی است موارد را بر پایه مقدار سود پرداخت شده مرتب کنید.


حتما بخوانید: ۷۱ نشانه که می‌گویند هیچ سر‌رشته‌ای در مدیریت پول‌ تان ندارید


۱۰. تخصص‌های کمیاب را یاد‌ بگیرید نه تخصص‌های رایج، قیمت خود را بدانید و خود را ارزان نفروشید

کمیاب یعنی با ارزش - چگونه پولدار شویم

یکی از کلاسیک‌ترین و راحت‌ترین راه حلهای ثروتمند شدن خاص بودن و نادر بودن است. همانگونه که الماس و برخی از عناصر به طور شگفت‌انگیزی و بدون هیچ علت فیزیکی، گرانقیمت می باشند شما نیز می‌توانید با نادر بودن شانس پولدار شدن خود را بالا ببرید. فکر کنید می‌خواهید یک زبان تازه یاد بگیرید. کافی است یک تحقیق بکنید و ببینید که برای مثال ۸۰ درصد افراد دو زبانه‌، انگلیسی و بقیه زیاد تر فرانسوی، آلمانی و اسپانیولی را به گفتن زبان دوم انتخاب کرده‌اند. از نظر دیگر ربط سرزمین ما با سرزمین چین در این سال‌ها و نقش مدام رو به افزایش این سرزمین در اقتصاد جهانی، یک نوشته غیرقابل تکذیب است. حال به نظر شما چطور می‌توانید نادر باشید؟ زبان چینی را حتی به طور دست و پا شکسته یاد بگیرید و ببینید که دستمزد شما چند برابر یک فردی خواهد بو که زبان انگلیسی را همانند بلبل سخن می‌زند.

اولین روش قیمت‌گذاری در زندگی بشر این بوده که هر چیزی چه مقدار کمیاب است. بعد اگر درآمد زیاد تر می‌خواهید تخصص‌های کمیاب را یاد بگیرید

این نوشته در رابطه هزاران زمان دیگر هم صدق می‌کند، از تخصص‌های دنیای کامپیوتر گرفته تا هنر تا صنعت و هر جای دیگر. یقیناً قیمت‌گذاری بر پایه کمیاب بودن متخصصین، در دیگر کشورهای جهان به این راحتی نیست چون عموما تخصص نادر، تقاضای مقداری هم دارد یا این که آنقدر کسب تخصص در آن رشته سخت است که متخصصین آن نادر شده‌اند،‌ اما در ایران گرامی ما اینگونه نیست. تخصص‌هایی آسان و در عین حال پرتقاضا وجود دارند که افراد مقداری در آنها تخصص دارند و زمان درآمد‌های شگفت انگیز‌ای را تشکیل کرده‌اند که بعضا افراد تیزبین آنها را شکار کرده‌اند. برای مثال راهنمای توری که زبان چینی یا زبانی غیرانگلیسی بلد است، درآمدی نزدیک به دو تا سه برابر راهنمای توری دارد که زبان انگلیسی بلد است. مسئله‌ی آخر هم این که بدانید که چه مقدار نادر هستید و اگر واقعا در کاری تخصص دارید که تقاضای آن زیاد زیاد تر از تعداد متخصصین آن حوزه است، قیمت خود را بالا ببرید، چون کارفرما هیچگاه قیمت‌گذاری دقیقی روی شما انجام نمی‌دهد و زیاد تر به تامین منافع خودش از طریق به خدمت گرفتن تخصص‌تان فکر می‌کند. مورد آخر این مسئله هم این که تخصص کمیاب لزوما کارهایی نیست که هیچ کس تقاضای آن را ندارد و هیچ کس آن را نمی‌شناسد، این کمیاب بودن می‌تواند در عمق یک تخصص باشد یا می‌تواند شاخه خاص از یک تخصص رایج باشد که تقاضا برای آن وجود دارد اما نیروی متخصص کافی برای آن وجود ندارد.




برای تهیه کتاب «ده ستون ثروت» کلیک کنید

۱۱. دوستان درستی انتخاب کنید، شبکه‌ی دوستان خود را مدیریت کنید چون همه کار‌ها را نمی‌توانید به تنهایی انجام دهید

مدیریت شبکه دوستان

بخواهید یا نخواهید اکثر زمان‌هایی که در زندگی ثروتمندان پیش‌ آمده است به واسطه دوستان آنها بوده است. چه به جستوجو زمان‌های شغلی خوب باشید چه به جستوجو زمان‌های کارآفرینی یا هر زمان فرد دیگر که فکرش را کنید، اگر شبکه‌ی دوستانِ بزرگ‌تر و باکیفیت‌تری داشته باشید، قطعا تعداد زمان‌هایی که برای شما پیش خواهد آمد زیاد تر خواهد می بود. دوستان شما می‌توانند افرادی متخصص در عرصه‌های گوناگون باشند که به شما در تحقق مقصد‌تان به گفتن کارآفرین پشتیبانی می‌کنند، از جمله دوستانی که در سازمان‌های بزرگ کار می‌کنند و اگر ربط خود با آنها را به خوبی مدیریت کرده باشید و در حافظه‌ی آنها وجود فعال‌تری داشته باشید، در صورتی که فرصتی پیش روی آنها قرار گیرد به طور قاطق شما را به گفتن یکی از گزینه‌ها نقل خواهند کرد، چه شما کارمند باشید، چه فریلنسر و چه کارآفرین.

دوران اشکار کردن طلا در کوه و دشت همه شده است، در دوران جاری زمان‌های ثروت را باید نزد دیگران یافت.

این نوشته تنها به زمان‌ها ختم نمی‌بشود، دوستان خوب در شکل‌گیری شخصیت شما، فرهنگ اجتماعی، توانایی‌های ارتباطی، تخصص‌ها، ایده‌ها و تعداد بسیاری عناصر مهم برای پولدار شدن، تاثییر مستقیم دارند. آنها همانند منبع بی‌نهایتی از دانش و زمان می باشند که تنها با دقت شما و مدیریت شما مورد قیمت خواهد شد و اگر دوستان اشتباهی انتخاب کنید و از مفهوم دوستی تنها به جستوجو مقصد تفریح و زمان‌گذرانی باشید قاعدتا سود ملموسی هم از این دوستی‌ها نخواهید داشت. لزوما خودِ دوستان شما نباید پولدار یا متخصصی شگفت انگیز باشند تا برای شما سود داشته باشند، بلکه یک دوست خوب که به شما انگیزه دهد و در سختی‌ها کنار شما باشد هم می‌تواند شما را در رسیدن به اهداف‌تان پشتیبانی کند.

برای رشد کردن باید با افرادی بهتر از خودتان دوست باشید

راه‌ حل هم زیاد ساده است، هزار و یک ابزار سودمند برای تسهیل این کار وجود دارد. مطمئنا شما یک تلفن هوشمند دارید و از اینترنت و کامپیوتر هم منفعت گیری می‌کنید، بعد باید همه افرادی که یک درصد امکان پذیر در آینده با آنها کاری داشته باشید را در قسمت دفترچه‌ی تلفن ذخیره کنید و توضیحات کاملی از فرد مورد نظر بنویسید. در شبکه‌های اجتماعی در یک بازه‌ی وقتی اشکار و نه به طور اعتیاد اینترنتی، با افرادی که برای شما سودمند خواهند می بود ربط داشته باشید و وجود اجتماعی خود را کمرنگ نکنید. در شبکه‌هایی همانند لینکدین که سرشار از زمان‌های دلنشین و بعضا غیرمنتظره می باشند، شبکه‌ی خود را گسترش دهید و پروفایل مناسبی برای خود درست کنید. و از همه مهم‌تر حتی در صورت قطع ربط با افراد باارزش، هیچ‌گاه پل‌های پشت سر را خراب نکنید و همیشه راهی برای ربط مجدد با این افراد باقی بگذارید.


حتما بخوانید: ۱۰ مسئله برای این‌که دوستان بیشتری داشته‌ باشید


۱۲. عادت‌های روزانه و سبک زندگی افراد موفق را بیاموزید و سلامت جسم خود را جدی بگیرید

عادت‌های روزانه موفقیت

عادت‌های روزانه و سبک زندگی افراد موفق زیاد هم دور از توانمندیهای ما نیست، اتفاقا این عادت‌ها زیاد ساده می باشند و اجرای آنها به هیچ گفتن سخت نیست. از ورزش و تغذیه گرفته تا حرکت‌های روزانه‌ی ساده که زندگی این افراد موفق را شکل داده و هر کدام دلیلی دارد، همه انها می‌تواند شما را برای رسیدن به ثروت آماده کند. برای مثال احتمالا بگویید من که مشکل قلبی یا اضافه وزن آنچنانی ندارم که بخواهم هر روز ۲۰ تا ۳۰ دقیقه ورزش کنم، نادرست نکنید، ورزش فقط برای سلامت قلب و بدن یا افت وزن نیست،‌ یکی از کاربردهای ورزش بهبود کارکرد مغز است، هر چند ما در گروه چطور زیاد ورزشکار نیستیم اما قلبا دوست داریم که ورزش کنیم. تاثییر مستقیم بر روی کارکرد در رابطه زیاد از عادات ساده‌ی روزانه هم صدق می‌کند، عادت‌هایی که با وجود انرژی و زمان مقداری که از ما می‌گیرند، اثرات زیاد بزرگی دارند.

حتی یک خودروی مازِراتی هم با یک روغن موتور نادرست خراب می‌بشود چه برسد به بدن ما.

این عادت‌های به ظاهر کوچکِ افراد موفق، می‌تواند انقلابی در نظم و منفعت‌وری شما تشکیل کند. برای مثال این که دقایق اول کار را به یادداشت کارها و اهداف روزتان تعلق دهید و لیست شفافی تهیه کنید یا این که در چه ساعاتی از روز به انجام کار و در چه ساعاتی به جلسه و گفتگو بپردازید و تعداد بسیاری عادات دیگر که در عین سادگی اثراتی بزرگ و همیشگی بر روال پیروزی شما خواهند گذاشت.


حتما بخوانید: ۱۱ عادت کارآفرین‌های میلیاردر


۱۳. به ناکامی خوردن عادت کنید و دلایل را در خودتان جستجو کنید نه در اطراف‌تان

شکست را مثل صبحانه میل کنید - چگونه پولدار شویم

همیشه در مسیر‌، دست‌انداز و بن‌بست وجود دارد و اگر فردی داستان موفقیتی برای شما تعریف کرد که در آن از ناکامی خبری نبوده است، باور نکنید. حتی اگر به شما انها گفتند فقط بار اول ناکامی خوردیم و سپس پیروز شدیم هم باور نکنید. ناکامی برای افراد موفق و ثروتمند همانند صبحانه و ناهار بوده است! تفاوت بین فردی که ناکامی می‌خورد و در نهایت به پیروزی و پول نمی‌رسد با فردی که ناکامی را به عنصر راه اندازی‌دهنده‌‌ی پیروزی تبدیل می‌کند در این است:

– افراد موفق و پولدار واقعی خسته نمی‌شوند، بازنمی‌ایستند و تسلیم نمی‌شوند حتی اگر پولدار شوند باز دوست‌دارند ریسک کنند.

– افراد موفق و پولدار واقعی علت ناکامی را به خود نسبت خواهند داد و همیشه به فکر بهبود قدم بعدی خودشان می باشند نه بهانه آوردن و نسبت دادن اتفاقات به دلایل خیالی

– از ناکامی بعدی نمی‌ترسند و در عین حال انرژی مثبت همه وجودشان را برای رسیدن به پیروزی گرفته است.

یادگیری از ناکامی، حتی از ۴ سال دانشگاه هم عمیق‌تر است، ولی اگر دلایل ناکامی را در خودمان نببینیم و نشناسیم، به جای یادگیری، هراس نصیب ما می‌بشود.

اما منظور از این که دلایل را در خود جستجو کنید چیست؟ جواب این سوال دقیقا همان چیزی است که جمله‌ی کلیشه‌ای «ناکامی مقدمه‌ی پیروزی است» را تبدیل به یک ابزار برای پیروزی می‌کند.

در زمان ناکامی نسبت دادن دلایل به محیط و فکر این که ما اشتباهی نکردیم، لذت قسمت و اعتیاد آور است،‌ افراد معتاد به این نوشته طبق معمول هیچ قله‌ای را فتح نخواهند کرد.

نسبت دادن دلایل به عوامل بیرونی، همانند یک اعتیاد است که همه انگیزه و انرژی شما را برای زندگی و تلاش ذره ذره می‌خورد و شما را به یک انسان زیاد تنبل تبدیل می‌کند که کوچک‌ترین کاری نمی‌تواند انجام دهد و همیشه در حال گله های کردن از شرایط است. حتما شما هم آن پیره‌مردهای بازنشسته را دیده‌اید که از حقوق بازنشستگی خود راضی نیستند و همه چیز را به دولت و انگلیس‌ها نسبت خواهند داد، اگر می‌خواهید تبدیل به آن پیره‌مرد نشوید بهانه‌های مسخره و خیالی را رها کنید و به بهبود خودتان بپردازید. بله، افرادی که در زمان ناکامی به جستوجو اصلاح خودشان می باشند همان افرادی می باشند که به سمت پیروزی و ثروت می‌دوند و ما که در زمان ناکامی از آسمان و زمین گله های می‌کنیم همان فرد معتاد یا پیره‌مرد بازنشسته‌ای هستیم که هر لحظه به جستوجو بهانه‌ای تازه هستیم و همیشه یاس و ناامیدی وجود ما را فرا گرفته است.


حتما بخوانید: چطور ناکامی را به پیروزی تبدیل کنیم؟


۱۴. شناخت خطاها و سوگیری‌های ذهنی رمز تبدیل ناکامی به پیروزی است

خطاهای ذهنی - چگونه پولدار شویم

به ناکامی عادت کردن یک طرف، همانند مگس خوردن به شیشه هم یک طرف. می‌دانستید که شما روزانه بیشتر از ۳۰ هزار تصمیم و قضاوت ذهنی دارید؟ حال فکر کنید که اکثر این تصمیمات بدون علتو بر پایه میانبرهای ذهنی و قسمت ناخودآگاه ذهن تشکیل خواهد شد که به طور ساختاری خطای بسیاری دارد. اگر نتوانیم اطراف خود را شفاف ببینیم همانند مگس از وجود شیشه بی‌خبریم و فقط بی نتیجه تلاش می‌کنیم که مجدد ناکامی بخوریم. سوگیری‌های ذهنی و شناختی (Cognitive Biases) شوخی نیستند، باید با همه آنها آشنا شوید تا یک دفعه با قسمت تاریک و پر از خطای ذهن ناخودآگاه‌تان آشنا شوید و ببینید که چه مقدار در زندگی می‌توانستید از تصمیمات نادرست جلوگیری کنید، فقط اگر سریعتر با این خطاها آشنا شده بودید.

تفکر سیستمی و تیزبینی‌ای که در قسمت ۶ همین مقاله ذکر شد، برای این که تصویری را صد در صد شفاف ببینیم کافی نیست، یک عینک قوی از جنس دانش و خودآگاهی ملزوم است که خطاهای ذهنی را کنار بزند و عکس تار را شفاف کند. برای شناخت این خطاها و مقابله با آنها می‌توانید به مقاله‌ی راه‌های مقابله با خطاهای ذهنی مراجعه کنید. احتمالا ترسناک به نظر برسد، اما بیشتر از ۳۰ نوع گوناگون سوگیری و خطای ذهنی وجود دارد که همه انها به نوعی میانبری برای مغز می باشند تا سریعتر به نتیجه برسد، اما در عین حال می‌توانند حقیقت را در خود مخفی کنند. مثال‌های بسیاری می‌بشود زد که یک سوگیری ساده‌ی ذهنی علتمی‌بشود اشتباهات بزرگی انجام دهید. فکر کنید شما در هر سه سال قبل در یک قرعه‌کشی بانکی برنده نشده‌اید و باز هم امسال پول خود را در بانک می‌گذارید تا در قرعه‌کشی شرکت کنید و ایمان دارید که امسال دیگر نوبت شما است و حتما برنده خواهید شد. اینجا در واقع سوگیری ذهنیِ «نادرست قمار‌باز» گریبان شما را گرفته است. این اشتباه می‌گوید هیچ ارتباطی بین ناکامی‌های قبلی شما و شانس پیروزی شما در این قرعه‌کشی وجود ندارد و شما امکان پذیر تا ابد ناکامی بخورید. یقیناً خطای فرد دیگر نیز در این تصمیم نهفته است و آن خطای «هزینه‌ی نابرگشتنی» (sunk cost) است که شما را وادار به ادامه‌ی نادرست می‌کند. در این اشتباه شما حس می‌کنید که با ۳ سال خواباندن پول‌تان در بانک هزینه‌ی بسیاری پرداخته‌اید و اگر در یک قرعه‌کشی برنده نشوید همه این هزینه به باد می‌رود، بعد باید هم چنان به این نادرست ادامه دهید. اما غافل از این که این یک خطای ذهنی است و هر زمان جلوی زیان را بگیرید به سود شما است.

لحظه‌ای که خطاهای ذهنی را شناختید همانند این است که برای چشم ضعیف‌تان یک عینک خریده‌اید، مطمئنا از دیدن دنیای شفاف متعجب خواهید شد.

یکی از خطرناک‌ترین و رایج‌ترین خطاهای ذهنی، خطای سوگیری تأییدی (Confirmation Bias) است که در ایران نیز به شدت مشکل به وجود اورده است. این اشتباه حالتی است که شما تنها به جستوجو قبول نظر خود هستید و فقط اطلاعات همسو و قبول‌کننده‌ی نظر خود را می‌بینید. به طور مثال فکر می‌کنید یک سهام، آینده‌ی روشنی دارد و حتما اندوخته‌گذاری خوبی است، بعد در اینترنت تنها به جستوجو جنبه‌های مثبت شرکت وابسته هستید و لینک‌های منفی و خبرهای بد را حتی باز نمی‌کنید. مثالی دیگر آن وقتی است که برای مثال یک گوشی می‌خواهید بخرید و یقین هستید که تصمیم درستی است،‌ چند روز مانده به خرید هنگامی به جستوجو اطلاعات هستید، فقط و فقط نکات برجسته و مثبت محصول را می‌بینید و حتی برای کسب خبر فقط به سایت رسمی آن محصول می‌روید نه دیگر وبسایت‌ها و انجمن‌های اینترنتی.


حتما بخوانید: چطور سخت‌‎ترین تصمیمات زندگی را بگیریم؟


۱۵. نه گفتن را یک بار برای همیشه یاد بگیرید و برای دیگران زندگی نکنید، اما نظرات را بشنوید!

نه گفتن را یاد بگیرید اما گوش کنید

زیاد از بزرگان و افراد موفق دنیا مستقیم یا غیرمستقیم این نوشته را گفتن کرده‌اند. نوابغ و کارآفرینان بسیاری به این مسئله اصرار زیاد داشته‌اند :

 

در صورتی که به ۱۰۰۰ خواست و ایده نه نگویید، از مسیر مهم خارج می‌شوید و فقط بار کار زیاد کمر شما را خواهد ناکامی. ما همیشه به بازارهایی که می‌توانیم داخل شویم فکر می‌کنیم، اما فقط نه گفتن به آنها این قوت را به ما داد تا روی مسائلی تمرکز کنیم که واقعا اهمیت دارند.

این چنین افرادی که میلیارد‌ها دلار را در کسب‌وکارهای خودساخته خود بدست آورده‌اند هم این مسئله را تایید می‌کنند:

تفاوت بین افراد موفق و افراد واقعا موفق این است که افراد واقعا موفق تقریبا به همه چیز نه می‌گویند.

احتمالا بگویید اینها همه شعار می باشند که یقیناً یکی از شعارهای فرهنگ سازمانی ما در چطور است،‌ اما به راستی این یکی از معدود مواردی است که واقعا رمز پیروزی است و افراد موفق صد در صد در رابطه آن صادق بوده‌اند. مسئله‌ی بعدی که در ادامه‌ی نه گفتن است این است که برای خودتان زندگی کنید. نه تنها نه گفتن را باید به خواسته‌ها و ایده‌ها و وسوسه‌های به ظاهر مثبت بگویید، بلکه باید به پیشنهادات، انتقادات و بعضا راهنمایی‌ها هم نه بگویید. هیچ‌کس به اندازه‌ی شما نمی‌داند که شما چه می‌خواهید و چه چیزی را دوست دارید. از انتخاب رشته گرفته که پدر و مادرمان با چند استدلال ما را از مسیر عشق‌مان به مسیر علتو حسابگری منحرف کردند گرفته تا پیشنهاداتی که دوستان و آشنایان در رابطه کار شما خواهند داد و هر کس حس می‌کند که در عرصه‌‌ی کاری شما صاحب نظر است، همه انها امکان پذیر بزرگ‌ترین ضربه به مسیر پیروزی شما باشند. مسیرهایی می باشند که اگر به سخن دل‌تان گوش کرده بودید یک کیلومتر زیاد تر نبودند، اما اکنون سال‌ها زندگی خود را صرف سخن دیگران کرده‌اید و دیگر وقتی ندارید به عشق و علاقه‌ و استعدادتان برسید. استیو جابز در این رابطه سخن جالبی دارد: «زمان شما محدود است، به این علت آن را برای زندگی کردن مطابق خواسته‌ی دیگران هدر ندهید.» این به آن معنی نیست که نباید به محیط گوش کنید، برعکس باید زیاد تر گوش کنید اما عکس‌العمل شما به محیط نباید به طوری باشد که مسیر مهم و عشق خود را رها کنید و سپس از مدتی حتی یادتان نباشد که با چه هدفی مسیر را اغاز کرده‌اید.

اما یک جنبه‌ی تاریک در این مسئله وجود دارد و آن این است که باید نظرات را بشنوید و هضم کنید. نه گفتن و برای خود زندگی کردن به معنی آن نیست که نظرات و ایده‌ها را نشنوید. تا جایی که ‌می‌توانید نظرات افراد را بشنوید و بعدا به آنها خوب فکر کنید و عصاره‌ی آنها را یادداشت و تحلیل کنید تا همیشه تصمیمات را با چشمی باز بگیرید.


حتما بخوانید: چطور بدون عذاب وجدان نه بگوییم؟


۱۶. در زمان درست دیگر کارمند بودن را کنار بگذارید، کسب‌وکار خود را بسازید و کارآفرین شوید

کارآفرینی قله‌ای خطرناک اما بلند - چگونه پولدار شویم

اگر واقعا قله‌های بلندی را نشانه رفته‌اید و می‌خواهید چیزی بیشتر از یک درآمد بالا داشته باشید و اندوخته‌ی بزرگی را برای آینده‌ی خود رقم بزنید، یکی از راه‌های رایج برای رسیدن به این مقصد آن است که کسب‌و‌کار خود را به راه بیندازید. احتمالا گفتن این که کارآفرین و صاحب کسب‌وکار شوید در نگاه اول مسئله‌ای بدون عمق و غیر کاربردی به نظر برسد اما باید بدانید که ۱۵ مورد قبل دقیقا قدم‌هایی می باشند که یک کارآفرین خوب در زندگی خود طی کرده است. شما با منفعت گیری از نکات قبلی در واقع خود را برای کارآفرین شدن مهندسی می‌کنید و از خود فردی خواهید ساخت که شانسی صد‌ها برابر زیاد تر نسبت به یک فرد عادی در این مسیر خواهد داشت. مهم نیست موفق هستید یا خیر، داشتن ۱۵ مورد بالا بدون شک به شما پشتیبانی خواهد کرد سریع تر به جلو بروید و قله‌های بلندتری را فتح کنید.

کارآفرینی همانند یک کوه است، مسیری زیاد سخت، اما با قله‌های بلند و لذت صعود.

بهترین روش این است که سپس از کسب دانش در حوزه‌ی کاری مورد نظر در هر سنی که هستید، چند سالی در سازمان‌های موفق آن حوزه کار کنید و تا می‌توانید توانایی و شبکه‌ی خود را گسترش دهید و بعد از آن، زمان درستی را برای خروج و عمل به تشکیل کسب‌وکار خود انتخاب کنید. این کسب‌و‌کار می‌تواند فردی باشد، به عبارتی فریلنس کار کنید یا می توانید چند نفر از شبکه‌ی دوستان خود را قانع کنید و با هم کاری را اغاز کنید. اگر هم اندوخته‌ای اندوخته باشید می‌توانید چند ماه یا حتی یک سال اندوخته‌گذاری و هزینه کردن را تحمل کنید تا کم کم چرخ کسب‌وکار شما بچرخد و بتوانید هزینه‌های خود را تامین کنید و بعد از چند سال خواهید دید که شما کناری نشسته‌اید و دیگران این چرخ را برای شما می‌چرخانند و شما زیاد تر زمان خود را یا در تعطیلات یا در هدایت یک سازمان بزرگ صرف می‌کنید و به عبارتی پولدار شده‌اید.

با چه شغلی پولدار شویم؟

با چه شغلی پولدار شویم

به گمان زیادً چشم به راه هستید در اینجا یک لیست بلندبالا ردیف کنیم و بگوییم: «برنامه‌نویس شوید، جراح پلاستیک شوید، یا بسازوبفروش شوید تا پولدار شوید!» اما همان گونه که در ابتدای مقاله قول دادیم، قرار نیست اینجا سخن‌های کلیشه‌ای بشنوید و گنجشک را جای قناری به شما بفروشیم.

حقیقت تلخ و در عین حال رهایی‌قسمت این است: هیچ شغلی‌ جادویی به تنهایی شما را ثروتمند نمی‌کند.

ثروت به اسم شغل شما روی کارت ویزیت‌تان اهمیت نمی‌دهد، بلکه به ارزشی که خلق می‌کنید و مقیاس‌پذیری کارتان نگاه می‌کند. برای این که بدانید کدام شغل شما را به ثروت می‌رساند، باید این ۳ اصل طلایی را فهمیدن کنید:

۱. مشاغل مقیاس‌پذیر (Scalable) در برابر غیرمقیاس‌پذیر

شغلی که در آن بابت «ساعت» پول می‌گیرید (همانند یک کارمند ساده یا حتی یک پزشک عمومی)، سقف درآمدی دارد؛ چرا که شما در شبانه‌روز فقط ۲۴ ساعت زمان دارید و در نهایت خسته می‌شوید. اما مشاغل مقیاس‌پذیر آن‌هایی می باشند که یک بار محصول یا خدمتی را تشکیل می‌کنید و می‌توانید آن را به هزاران یا میلیون‌ها نفر بفروشید (همانند ساخت نرم‌افزار، تشکیل یک دوره آموزشی، یا راه‌اندازی یک فروشگاه اینترنتی). برای پولدار شدن، شغل شما باید یا ذاتاً مقیاس‌پذیر باشد، یا یاد بگیرید چطور آن را مقیاس‌پذیر کنید (برای مثالً مکانیک ماهری که به جای تعمیر تک‌تک ماشین‌ها، یک شبکه زنجیره‌ای از تعمیرگاه‌ها با استانداردهای خودش تأسیس می‌کند).

۲. قانون حل مشکلات گران‌قیمت

بازارِ کار به مقدار عرق ریختن و سختی فیزیکی کار شما پول نمی‌دهد؛ بلکه به بزرگی و قیمت مشکلی که حل می‌کنید پول می‌دهد. فردی که زمین یک کارخانه را جارو می‌کشد سخت کار می‌کند، اما مشکل ارزان‌قیمتی را حل می‌کند که هر فردی از بعد آن برمی‌آید. اما فردی که می‌تواند مالیات همان شرکت را بهینه‌سازی کند یا سیستم فروش آن‌ها را نجات دهد، یک «مشکل گران‌قیمت» را حل کرده است. شغل‌هایی که حول حل مشکلات پیچیده، مدیریت مشکلاتها و بهینه‌سازی فرآیندها می‌چرخند، پتانسیل ثروت‌سازی بالایی دارند.

۳. قانون قله‌ی تخصص (همپوشانی علاقه، توانایی و نیاز بازار)

یک آرایشگر یا سرآشپز بی‌نظیر که عاشق کار او است و برند شخصی خودش را ساخته، زیاد ثروتمندتر از یک مهندس نرم‌افزار متوسط، بی‌انگیزه و خسته است. بهترین شغل برای شما، شغلی است که بتوانید در آن جزو ۱ درصد برتر بازار شوید.

چند حوزه با پتانسیل بالای ثروت‌سازی در دنیای امروز

با وجود همه سخن‌های بالا، اگر اصرار دارید حوزه‌های پولساز حال حاضر را بشناسید، باید جایی بروید که پول و تقاضای آینده در آنجا جمع شده است. این حوزه‌ها عبارت هستند از:

  • تکنولوژی و هوش مصنوعی (AI): نه فقط برای برنامه‌نویسان، بلکه برای افرادی که فهمیدن می‌کنند چطور با منفعت گیری از ابزارهای هوش مصنوعی، شدت و منفعت‌وری کسب‌وکارها را افزایش دهند.
  • فروش و توانایی‌های متقاعدسازی کلان (High-Ticket Sales): هر شرکتی در دنیا به فردی که بتواند محصولات و خدمات گران‌قیمتش را به مشتریان بزرگ بفروشد، نیاز دارد و حاضر است پورسانت‌های افسانه‌ای پرداخت کند.
  • تحلیل داده (Data Analysis): شرکت‌ها در اقیانوس داده‌ها غرق شده‌اند و به فردی نیاز دارند که این داده‌های خام را به استراتژی‌های پولساز تبدیل کند.
  • اقتصاد دقت (Attention Economy): افرادی که می‌توانند مخاطب جذب کنند و رسانه بسازند (یوتیوبرهای تخصصی، کپی‌رایترهای حرفه‌ای و استراتژیست‌های محتوا) امروز صاحبان چاه‌های نفت دیجیتال می باشند.

سخن آخر: به جای این که سوال کنید «با چه شغلی پولدار شوم؟»، سوال کنید «در چه کاری می‌توانم آنقدر خوب شوم که بتوانم یک مشکل گران‌قیمت را برای تعداد زیاد بسیاری از آدم‌ها حل کنم؟» جواب این سوال، همان شغل پولسازِ مخصوص شما است.

 

اصول کسب ثروت را بیاموزید و عادت‌های افراد ثروتمند را در خود تشکیل کنید.

دسته بندی مطالب

مقالات کسب وکار

مقالات تکنولوژی

مقالات آموزشی

تندرستی و سلامتی

علی مرادی

علی مرادی